تبليغاتX
فوتبال و اندیشه
منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • آرشیو موضوعی
    نویسنده
    جستجو
    :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه


    آمار سایت
    »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati






    ;
    Actions you can take now

    My personality type: the dreamy idealist


    یکشنبه دوم تیر 1387
    1. امسال احتمالا اولین بار بوده است ( حداقل از سال 1984 که من به یاد دارم) که تیم یا تیمهای میزبان در همان مرحله اول و مقدماتی گروهها به بدترین شکل ممکن حذف میگردند. این اولین شگفتی و اولین خرق عادت در این جام بود.
    2. بزرگترین شگفتی و شاید بالاترین لذت و زیبایی فوتبال در این دوره تیم روسیه است. پیش از این هم با وجود گاس هیدینک در راس کادر فنی این تیم میشد پیش بینی کرد که این تیم نتیجه میگیرد و به مراحل بالاتر میرسد. این شگفتی این جام نیست، بلکه شگفتی در خود این تیم و رفتار گروهی و سبک اخلاقی و رفتاری این گروه نهفته است. تیمی که در هر بازی حدود 10 کرنر میزند، چندین با تیر دروازه حریف را به لرزه در میآورد و شاید یک چیزی در حدود یک دوجین موقیعت صددرصد گل را از دست میدهد. عجیبا و غریبا که این تیم بسیار جوان چقدر به راحتی به دروازه حریفان میرسد و این را میتوان از آمار بیشترین  حمله به سمت دروازه ی حریفان در میان تیمهای حاضر در جام مشاهده نمود. میشود حرکات بازیکنان روسیه را در زمین به شعری زیبا که در بینابین کلمات آن رهایی و سرخوشی موج میزند تشبیه کرد یادآوریم از این شعر سنفونی 7 بتهوون است. از ته دل امیدوارم که این شعر زیبا به معنای کامل بنشیند و تیم روسیه جام را بالای سر ببرد. تیم روسیه در عمق و در چپ بی نظیر است و تکنیک بالا و پاسهای ویران کننده ی آرشاوین به همراه شوتهای کولودین که با نفوذهای بینظیر ژیرکوف همراه میگردد هر تیمی را نابود میکند. در بازی اول تنها  بد شانسی و بی تجربگی بازیکنان روسیه بود که به برد اسپانیا منجر شد و دیگر هیچ. تنها ایراد بزرگ این تیم در به هدر دادن موقعیتهای بسیار است که مثلا در همان بازی با اسپانیا برای این تیم حکم سمی مهلک را داشت.
    3. ایتالیا، ایتالیای دوست داشتنی و زیبای من را چه میشود؟ باخت 3-0 به هلند و مساوی 1-1 با رومانی چیزی نبود که به مذاق من ایتالیا دوست خوش آید. آنهم با اینهمه گل خورده که برای دفاعی مانند دفاع ایتالیا ( در جام جهانی تنها دوگل خورده در کیسه داشت که یکی از آنها هم از روی نقطه پنالتی بود). دونادونی با برد برابر فرانسه کمی تا قسمتی از گناهان خود را پوشاند و اگر بتواند از پس اسپانیای شیاد و شیک برآید( نمیدانم با کاناواروی مصدوم، پیرلو و گاتوزوی مصدوم چگونه میتوان!!) دیگر میتواند در تالار افتخارات من جای بگیرد. البته ایراد اصلی کار برای من درآنجاست که این ایتالیا دیگر مانند ایتالیا تاکتیکی و حساب شده بازی نمیکند و این با علائق من از فوتبال به هیچ شکل همخوانی ندارد.  بعید میدانم که این ایتالیای متحول شده بتواند همان تیمی شود که همیشه بد شروع میکرد و ختم به خیر میشد. ته دلم بدم نمیآید که روسیه قهرمان این جام شود.
    4. هلند، لاله های نارنجی پرپر شده طوفانی آمدند و با همان طوفانی که خود ساخته بودند رفتند. روسیه با بازی شناور همان هلندی بود که ایتالیا و فرانسه را که تیمهای اول و دوم جهان بودند تحقیر کرد همان تیمی که  نیمکت ذخیره اش رومانی را از پیش رو برداشت. فان باستن بزرگ و افسانه ای درست فهمیده بود که بولاهروز در برابر ژیرکوف توان مقاومت را از دست داده است و سعی داشت تا با آوردن هیتینگا این مشکل را رفع کند که نتوانست و حتی در یک صحنه مشکوک به پنالتی میشد که کار هلند زودتر یکسره شود . هافبکهای دفاعی هلند هیچگاه نتوانستند در برابر آرشاوین ایستادگی کنند و او هر چه میخواست کرد. حق آن بود که این دو تیم در فینال بازی ها که یادآور آن بازی رویایی 88 باشد، یکدیگر را ملاقت کنند. گویا 1-3-2-4 ( که شاید 1-5-4 برای آن مناسبتر باشد) زیاد با روحیه هلند سازگار نیست.
    5. یوآخیم لو دوست داشتنی است. تیمی دارد که دیگر مرا به یاد آلمان سالهای گذشته نمی اندازد، هر چند که هنوز هم به اندازه کافی خوش شانس به نظر میرسد. بالاک در میانه میدان یک رهبر حقیقی است و کلوزه با آنکه گل کم زده ولی برای هر تیمی یک نعمت است. بعید است که آلمان را در فینال نبینیم.
    6. چک دوست داشتنی، تنها تیم روشنفکر جام با مربی پرستیدنی اش، دچار بد شانسی و روزگار غریب فوتبال شد. تیمی که نباید از پرتغال 3 گل میخورد و با اشتباهاتی بچه گانه از حضور در نیمه نهایی باز ماند. نبود یک هافبک وسط خوشفکر و طراح مانند روسیچکی مصدوم بیشترین ضربه را به این تیم وارد کرد. اشتباهات چک برای هر دروازه بانی طبیعی است، تنها ایراد در آن است که ان اشتباهات در بدترین زمان ممکن و در بدترین مکان ممکن رخ دادند. باز هم میگویم که بروکنر میتواند گزینه ی بسیار مناسبی برای تیم ملی ایران باشد. او میتواند کلاس فکری تیم ایران را چندین درجه بالاتر ببرد.
    7. پرتغال تنها تیمی بود که در این جام از ابتدا آرزوی حذف آن را داشتم. نمیدانم که بر سر اخلاقیات آن تیمی که روی کاستای عزیز در آن بازی میکرده است چه آمده است. با همان حقارتی که سعی داشتند در برابر تیمهای حریف اعمال کنند از این جام بیرون رفتند. ترکیه را در بدترین روزش بردند و با خوش شانسی بسیار چک را شکست دادند ولی در برابر سویس نشان دادند که تیم بزرگی نیستند. تیم تازه بدوران رسیده ها نتوانست به نمایش نکبت بارش ادامه دهد! ( از هواخواهان پرتغال بخاطر این ادبیات معذرت میخواهم!)
    8. ترکیه، ترکیه و ترکیه!! سال 2002 دوستی میگفت که اگر تیمی باشد که بی دردسر بتواند بقولی حال میزبانان جام ( کره و ژاپن) را بگیرد تنها ترکیه است و بس! و همان شد که همگان دیدیم. ترکیه تنها تیمی است که روحیه را در داخل تیم و در روی نیمکتش دارد. اگر در زمین خود بازی کند که دنیا را برای تیم حریف تیره و تار میکند واگر در زمین حریف باشد، تو گویی که هیچ نمیشنود و تنها به پیروزی می نگرد. تلاششان بینظیر است و ستودنی که با رهبری بی نظیر قهوه چی در زمین و تریم در کنار اخط مجموعه ای ارزشمند را به وجود آورده است. آنها در نیمه نهایی سه بازیکن اصلی و تاثیر گذار خود را نخواهند داشت. منتظر نمایششان در نیمه نهایی برابر آلمان هستیم.
    9. جلال چراغپور ناخودآگاه در مورد فرانسه حرفهایی زد که تنها بخشی از آن را قبول دارم و آن این است که فرانسه به نوعی تیزی خود را از دست داده است. شاید بهتر آن بود که گفته میشدا فرانسه بدون زیدان تیم خسته کننده ای است و تیزی و چابکی لازم را دارا نمیباشد. نمیتواند توپ را به راحتی به منطقه جریمه حریف برساند و در بازی تیمی اش طراوتی حس نمیشود. بیاد بیاوریم که در جام جهانی اگر زیدان نبود، فرانسه هرگز به فینال نمیرسید و تنها تحول زیدان پس از بازیهای گروهی بود که این تیم را به فینال بازیها رساند. نبود ویرا نیز به این تیم ضربه ی بزرگی زد. در سیستم 1-3-2-4 نباید که دو هافبک دفاعی کاملا مشابه یکدیگر بازی کنند. مثال آنرا میتوان در تیم ملی ایتالیا در جام جهانی با بازی پیرلو و گاتوزو مشاهده کرد. حتی تاناس در تیم ملی ایران با توجه به این امر از آندو و نکونام در کنار یکدیگر استفاده نمیکرد (که البته کسانی که از این امر بی اطلاع بودند دائما اعتراض میکردند!). تولالان و ماکله له کاملا شبیه به هم بازی میکنند و با توجه به آنکه در میانه میدان جای هافبک بازی ساز خالی است، حملات فرانسه نیز بدون برنامه ریزی و با چشم بسته به اجرا در می آید. در بازی با ایتالیا، قرار دادن مالودا در مرکز خط دفاعی اشتباهی بزرگ بود و مصدوم شدن ریبری در اثر یک حادثه تیر خلاص را به مغز فرانسه شلیک کرد. این بازیها برای فرانسه چیزی بیش از یک افتضاح بود.
    10. کرواسی هم تنها بر اثر حادثه و تمام انگاشتن کار در دقیقه 121 بود که از جام کنار رفت و این برای تیمی که بسیار با تفکر بازی میکرد، افسوس برانگیز و مرگبار بود. تیمی بدون ستاره که با بازی تیمی، با 9 امتیاز و با شکست آلمان ازمرحله گروهی بالا آمد. حداقل تیمشان رکورد شکست دادن آلمان را ادامه داد و باز هم ثابت کرد که در هر حالتی آلمان را میبرد.
    11. در خصوص رومانی، سوئد و لهستان چیز مهم و اساسی نمیبینم، بجز بازیهای خسته کننده و تکراری که چشم هر بیننده ای را به درد می آورد.
    12. یونان همان تیم شگفتی ساز دور گذشته بود که در همان موقع هم با بازیهای زشت و با چاشنی خوش شانسی قهرمان شدو امسال حتی نتوانست از پس ذخیره های تیم اسپانیا بر آید. آنها حتی قطره باران هم نبودند، چه برسد به طوفان!
    13. هنوز چهار بازی تا تعیین قهرمان این جام باقی مانده است ولی گویا شانس آلمان و روسیه بیش از همه به نظر برسد، دنیا را چگونه دیدید ، شاید ایتالیا و یا ترکیه نیز به قهرمانی برسند و شاید هم اسپانیا!!!
    » Posted by A.R at | Post ID 54 | Topic :
    یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
    به عنوان یک استقلالی نمیتوانم ناراحتی شخصی خودم را از قهرمانی پرسپولیس پنهان کنم ولی از طرفی هم از اینکه تیمی به رهبری یک مربی با دانش و با شخصیت به قهرمانی میرسد خوشحالم.
    1. پرسپولیس: تیم پابرهنه ها و لومپنها ! این عنوانی بوده است که در تمام سالها با نام این تیم همراه بوده است. در سالهای سال این تیم معرف درجه یک سبکی از فوتبال بوده است که به فوتبال علی اصغری معروف میباشد. برای افرادی که این نوع فوتبال را نمیشناسند میتوان گل دوم همین بازی دیروز را به یاد آورد. در تمام این سالها پرسپولیس با گل هایی که در شلوغی جلوی دروازه به ثمر میرسیدند و یا اینکه فرشاد پیوس با شم گلزنی منحصر به فردش آنها را درون دروازه ی حریفانی قرار میداد که در ارائه بازی صحیح دفاعی دارای مشکل بودند. اما فصلی که دیروز به پایان رسید در بیشتر زمانها (اصولا آگاهی جمعی این تیم مشکل دارد) از آن پرسپولیس خبری نبود. تیمی بود که در آن بوی برنامه ریزی می آمد. سعی نمی کرد که در دفاع بازیکنان صرفا قلدر و در گوشها بازیکنان سرعتی را قرار بدهد  و در خط حمله نیز وجود یک بازیکن دریبلزن را الزامی بداند. متاسفانه هنوز مقاومتهایی در درون ذهن بازیکنان وجود دارد که اجازه نمیدهد این تیم به سبک مشخصی از بازی برسد.
    2. پرسپولیس امسال به نسبت سالهای قبل در خرید بازیکن دقت بیشتری نمود و نسبت به جذب بازیکنانی اقدام نمود که نیاز وافری به آنها حس میشد.
    3. پدیده ی بازیکن سالاری در مقطعی از فصل پرسپولیس را گرفتار حاشیه کرده بود. شیث رضایی، نیکبخت، در مقاطعی از فصل خلیلی و کانون حاشیه در فوتبال استیلی و نیز مرزبان میرفتند که این تیم را دچار دردی کنند ( که چند هفته نیز این اتفاق رخ داد) که بیرون آمدن از آن تنها با کاردانی افشین قطبی ممکن بود وبس.
    4. افشین قطبی هنوز هم به نظر من در جامه ی سرمربی گری دچار کمی و کاستیهایی میباشد که رفع آنها زمان و تجربه میخواهد.  او در مقام تحلیل فردی مناسب و کاردان و در مقام شخصیتی بسیار والا و فرهیخته میباشد. برای اولین بار دیدیم که چگونه میتوان حرفه ای و با متانت رفتار کرد. چگونه میتوان در پایان هر بازی بد، گناه را به گردن داور و بازیکن و ..... نیانداخت. چگونه میتوان به تیم مقابل (هر چه که باشد) احترام گذاشت. فدراسیون با انتخاب نکردن این مربی به عنوان مربی تیم ملی فرصت گرانبهایی را از دست داد و مرتکب اشتباه بزرگی شد.
    5. سپاهان آن تیمی است که نمیتوانم از تحسینش خودداری کنم. تیم که با تمام خستگی این دو سال که از توان تیمها و تیمداری ایرانی خارج است در دو جام داخلی و با وجود نبودن دو بازیکن اصلی و کلیدی خود و تعویض مربی چنان مدعی و پر توان ظاهر شده است. سپاهان تنها تیمی است که فوتبال را با سبکی مشخص بازی میکند و نکته این است که این سبک با  تغییر مربی دچار تحول آنچنانی و فاحش نمی گردد. پر مهره است ولی به آن معنا که دیگر تیمها هستند. مهره هایش را دستچین میکند و اصولا رفتارش با بازیکنان حرفه ایست.  
    6. صبا تیم بود پر مهره و خوش نقش که مدیریت ناتوانی آن را اداره میکند. اینکه هر زمان که دلت بخواهد عمر را برداری و زید را به جایش بگذاری تنها از بی مغزی حکایت دارد. پرسپولیس در هفته ی پیش این تیم را با چهار گل تحقیر کرد. شخصیت قهرمانی چیزی نیست که با چند روز و چند شب به دست آورده شود.
    7. استقلال، استقلال ، استقلال. چیزی برای گفتن نمانده! فیروز خان از پس حاشیه های این تیم برنیامد، همانگونه که در سالیان پیش دکتر ذوالفقارنسب بر نیامده بود. با آمدن حاجی به تیمی میشد که این انتظار را هم داشت. اکنون هم تن به آمدن کسی داده شده که قرار است روح لمپنیسم را در قرن 21 در تیم بدمد.
    8. ملوان با ماندنش در لیگ دلمان را شاد کرد تا شاید گوشه ای از غم رفتن صنعت نفت تسکین یابد.  ما  با اشکهای انسان فداکار و با احساسی مانند احمد زاده گریستیم. صورت را با سیلی سرخ نگاه داشتن کار راحتی نیست.
    9. ذوبی ها با قرار دادن دکتر در راس کادر مربی گری ، عاقلانه رفتار کردند و نتیجه ی آن را سال بعد بدون شک خواهند دید.
     

     

    » Posted by A.R at | Post ID 53 | Topic :
    شنبه بیست و چهارم فروردین 1387
    1. این نوشته قبل از آنکه یک مرثیه باشه قرار بود که نوشته ای باشه سراسر تحسین ولی گویا دست روزگار اجازه نداد.
    2. امسال جام باشگاههای اروپا از یک نظر از سال پیش هم بدتر بود و به نوعی شاید بشه گفت که این جام بدون یووه و بایرن از اعتبار لازم برخوردار نیست. البته نمیخواهم که از ارزش چیزی کم کنم ولی بگم که تا آخر الزمان همین تیمها باید باشند که جام اعتبار داشته باشه ولی گویا چاره ای نیست.
    3. این نیمه نهایی نیمه نهایی بی مایه هاست. اگر بارسلون نبود میشد که( مانند نیمه نهایی سال 2002) دیگر بازیها را نگاه و نتایج را دنبال نکرد. از بی مایگی منچستر با بازیکن تازه بدوران رسیده ای مانند رونالدو تا بی مایگی تیم تازه بدوران رسیده ی دیگری مانند چلسی! روزگار را ببین که ما را از بی انتها بودن تکنیک ناب رونالدینیو تا بازی فاخر بزرگانی مانند پیرلو و زیدان به نظاره ی کوچکی مانند کریس رونالدو میرساند. کسی که حقارتش در پایان بازی سال گذشته در مصاف با میلان باشکوه بی انتها بود و چه بدشانس بود تیم رم که توتی را به همراه نداشت تا دیگر کریس رونالدویی در بازی دیده نشود.
    4. بجز کاپلو آیا مربی دیگری را در جهان میشناسید که یک تنه یک تیم باشد و نتایج تنها با تفکرات او در بازی رقم بخورد. آرسن ونگر شاید یکی از آخرین روشنفکران سرزمین فوتبال است که دارد با بی مایگی دیگران از میان میرود او را دریابیم و دم دیدنش را غنیمت که دیری نیست که از دیدن زیدان محروم شدیم و پیش از آن از باجو و فان باستن و مارادونای بزرگ!

     

    » Posted by A.R at | Post ID 52 | Topic :
    دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
    اینهم داربی یا شهر آورد پایتخت ایران که دیگر میتوان در مورد آن این ادعا را مطرح نمود که این داربی نشانی از داربیهای معمول در دنیا را ندارد که هیچ ، بلکه از بی کیفیت ترین بازیهای لیگ هر ساله ی ایران میباشد. این همه تبلیغ و دعوا و بگیر و ببند برای دیدن یک بازی سرد و بی روح و خلی از تاکتیک که نه تنها ارزشی ندارد که هزینه های بسیاری را نیز به فوتبال ما تحمیل میکند.
    برای من جالب است که خاطرات داوران خارجی بعد از قضاوت در این بازی چیست؟ کدام داوری است که در صحت عقل گردانندگانی که برای چنین بازی سطح  داور خارجی می آورند شک نکند؟
    کدام کسی است که به یاد بیاورد یکی از این دو تیم به قضاوت جانبدارانه این داوران اعتراض نکرده باشد؟
    این بازی هم بدون شک بدور از همه ی کیفیتهای لازم بود و تنها در مورد آن میتوان به نکات زیر اشاره نمود:
    1. فیروز خان در مورد قرار دادن علی منصوریان در پست هافبک دفاعی در سیستم 1-3-2-4مرتکب همان اشتباهی شد که قبلا هم گفته ام. منصوریان خصوصیات یک هافبک دفاعی مناسب را ندارد، گل بازی نیز با اشتباه مسلم او شکل گرفت.
    2. فیروز خان در قرار دادن برهانی در پست تک مهاجم نیز دچار اشتباه شد! برهانی سانتر فوروارد است و نه تک مهاجم در سیستم  1-3-2-4. این پست در نمونه های ایده آلش به بازیکنانی نظیر نیلستلروی در رئال کاپلو و یا تونی در ایتالیای لیپی نیاز دارد. این سیستم بازیکنی میخواهد که در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد و تمام کند. برهانی بازیکنی است دونده، سختکوش با تکنیک مناسب که بسیار عالی جاگیری میکند ولی در زدن ضربه ی آخر نه تنها درست تصمیم نمیگرد بلکه  ضربه ی آخر را نیز بد میزند. بگذریم که از نظر روحی نیز شرایط لازم را دارا نمیباشد.
    3. فرق بازیکن باهوشی مانند کریم باقری با بیژن کوشکی تنها در خطایی است که به کارت زرد دوم هردو انجامید. قیاس دیگر بر عهده خواننده است!
    4. نیکبخت بار دیگر نشان داد که از دقیقه 60 به بعد دیگر بازدهی ندارد، در این بازی این مشهود بود، حالا این آدم در تیم ملی چه میکند ، الله اعلم!
    5. مشخص است که کعبی دیگر همان کعبی نیست که سال گذشته منجی پرسپولیس شد و فوق ستاره ای بود که یک تنه همه کار می کرد. دیگر نه از بازی جسورانه خبری است و نه از آن سرعت بی نظیر. نیمکت نشینی در لستر کار خود را کرده است. او با این وضعیت نمیتواند ادعایی در خصوص تیم ملی داشته باشد.
    6. کریم باقری و مجتبی جباری. بازی با ترس در قاموس این دو جایی نداشت. کریم یک هافبک دفاعی قلدر و ششدانگ بود و مجتبی جباری یک بازی گردان کامل که از بد روزگار هردو نیز در میان زمین تنها بودند. استقلال حتی یکبار نیز در پشت محوطه جریمه استقلال موفق به شوتزنی نشد ( همان اتفاقی که گل استقلال را در دور رفت رغم زد) و پاسهای جباری که دیگر حرفی برای گفتن باقی نمیگذارد.
    7. ای کاش کادر فنی تیم ملی بجای گشتن بدنبال بازیکنی مناسب برای دفاع چپ موفق به دیدن بازی پژمان نوری میشدند، بازیکنی کامل که تمام خصوصیات مثبت را داراست ، او تنها یکبار دریبل خورد و بی نقص بازی کرد.

     

    » Posted by A.R at | Post ID 51 | Topic :
    چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
    در ابتدای این فصل گمان بسیاری از فوتبالدوستان این بود که بازگشت اسطوره تیم استقلال به همراه خرید  بازیکنان اسمی این تیم را میتواند به سر منزل مقصود برساند. حتی در هفته های ابتدای فصل اکثر قریب به اتفاق کارشناسان نیز بر این اعتقاد بودند که با گذشت فصل و بقولی جا افتادن تیم ، همگان شاهد استقلالی بی رقیب و قدرتمند خواهند بود. هفته ها گذشت و تیم نه تنها جا نیافتاد بلکه از قافله ی قهرمانی هم جا ماند.
    تا آنجا که حتی باشگاه استقلال چاره را در آن دید که نسبت به تعویض کادر فنی یا حداقل بخشی از آن اقدام نماید. در این مدت تیم استقلال آنقدر بد بازی میکرد و آنقدر گلهای تکراری میخورد و گل تکراری نمیزد که از خط قرمز اعصاب تماشاگران کیلومترها عبور کرده بود. آمدن فیروز کریمی بهترین اتفاقی بوده است که میتواسته در استقلال این فصل رخ داده باشد. میتوان مشکلات اصلی استقلال را در عوامل اصلی زیر دسته بندی نمود:
    1. عدم خرید بازیکنهای مناسب جهت پستهایی که در آنها کمبود وجود داشت و یا اینکه بازیکنهای آن پست از تیم رفته بودند؛
    1.1. در پست هافبک دفاعی استقلال در سال گذشته تنها حسین کاظمی را داشت که به راحتی او را از دست داد و به امید آمدن مازیار زارع اقدام به جذب بازیکن در این قسمت ننمود ( بر خلاف پرسپولیس که در این پست الونگ ، باقری و آشوبی را دارد که همگی انصافا عالی بازی میکنند!!) و امروز به راحت میتوان دید که پژمان منتظری و علی منصوریان بازیکنان مناسبی برای بازی در این پست نیستند. منتظری با وجود داشتن خصوصیات مناسب دفاعی در تغییر بازی تیم از حالت دفاعی به حالت تهاجمی کم توان است و در مقابل علی منصور با وجود داشتن دید بسیار مناسب جهت تغییر مناطق بازی و بردن بازی به حمله در بازی دفاعی ناتوان است و بهترین نمونه ی آن را میتوان در تکل رو به عقب و به سمت دروازه دید که بمنجر به گل سوم نفت آبادان شد. البته این مشکل را میتوان با تغییر بازی به 1-3-2-4 که در آن میتوان دو هافبک دفاعی با این شکل بازی را قرار داد تا حدودی حل کرد. ( تقریبا مشابه همان ترکیبی که میلان با گتوزو و پیرلو به آن دست زده است)
    1.2. در پست مدافعان و یا هافبک مدافعان چپ و راست بازیکنان مناسب جذب نشده اند و پر واضح است که نوازی در بازگشتها بسیار ضعیف و امیر آبادی خنثی و کند میباشند و گماردن منیعی در این پست تنها به از دست رفتن توانایی های این بازیکن انجامیده است.
    2. همانگونه که شایعات و برخی از بازی کنان مطرح کرده اند مشخص است که این تیم تمرینات بدن سازی و تاکتیکی مناسبی را پشت سر گذاشت است. رفع ایراد های جباری و برهانی (بخصوص این دومی) تنها با تمرین بسیار حاصل میشود و بس. جباری سه بازی گذشته را میتوان با تمامی بازی های این فصل او مقایسه کرد و تغییر در نحوه تمرین کردن او را به وضوح دید.
    3. در ادامه مورد بالا و به عنوان یک مبحث جدا، به یاد بیاوریم که تا به چه اندازه گلهایی که استقلال در این فصل خورده است تکراری بوده است. عدم تمرین در جهت رفع این مشکل و عدم آموزش صحیح در جاگیری خط دفاع و نیزی عدم یارگیری مناسب در محوطه جریمه چیزی نیست که از چشمها پنهان بماند.
    4. بازیکنان استقلال در زمین از عدم تعریف وظیفه رنج میبرند و این امر را با بازی به بیننده القا میکنند که هر کسی میخواهد به تنهایی تیم را به پیش ببرد.
     
    » Posted by A.R at | Post ID 50 | Topic :

    پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386

    بعد از مدتها بالاخره احساس نوشتن دوباره به من بازگشته و هر چه سعی کردم نتوانستم ننویسم.دلیل اصلی سرخوردگی من از نوشتن تنها ناامیدی از جریانات فوتبالی کشور بوده است. ظرف فوتبال این مملکت از آنی که همواره بر آن عقیده داشتم بسیار کمتر است و کمبود تئوری و کارهای پایه ای در آن چنان اظهر من الشمس است  که من ترجیح دادم بجای همراهی با جریان نظریات روزنامه های زرد به افزایش سطح تئوری بپردازم. امیدوارم که بازگشته باشم و شاید این آغازی است دوباره بر من.

    » Posted by A.R at | Post ID 49 | Topic :
    دوشنبه یازدهم تیر 1386
    بالاخره آخرین لیگ اروپایی هم به پایان رسید و میشود که به احوالات این لیگها، فارغ از اینکه چه تیمی قهرمان میشود پرداخت. البته بطور حتم در یک بخش نمیتوان به این مهم رسید و اگر اتفاقات غیر طبیعی رخ ندهد در سه بخش به این امر خواهم پرداخت. بررسی های من تنها به لیگهای اسپانیا، ایتالیا و انگلیس ختم خواهد شد و شاید کمی هم به بوندس لیگا بپردازم.
    1. لیگ اسپانیا (لالیگا)
    یکی از کارهای بسیار خوبی که در چند سال گذشته شاهد آن بوده ایم اضافه شدن پخش مستقیم بازیهای لالیگا به برنامه های شبکه 3 بوده است. فرصت تماشای یکی از 3 لیگ معتبر اروپا و حتی جهان بسیار مغتنم  و مهم است و کلاس آموزشی بسیار مهمی تلقی میشود. این حرف را قبول ندارم که لالیگای امسال به نسبت لیگهای چند سال گذشته به این دلیل که تیمهای رده اول خوب نتیجه نمیگرفته اند و یا اینکه حذف تیمهای اسپانیایی در مرحله یک هشتم و یک چهارم همگی حذف شده اند، از سطح پایین تری برخوردار بوده است و اینها همه دلیل این مدعا بوده است. در جواب باید گفت که نتیجه نگرفتن تیمها بالای جدول و مدعی نه به دلیل ضعف آنها که به دلیل قوت تیمهای دیگر بوده است و کشیده شدن تعیین قهرمان این لیگ تا هفته ی پایانی و جابجایی دائمی صدر نشین در طول فصل دلیل این مدعا بوده است. ضمنا هر چند تیمهای اسپانیایی در مراحل آخر لیگ قهرمانان حضور نداشته اند ولی در جام یوفا شاهد بودیم که سه تیم از این لیگ در مرحله نیمه نهایی و به دنبال آن نیز دو تیم در فینال این بازی ها حضور داشتند. از یاد نیز نباید برد که دو تیم رئال مادرید و بارسلونا در زمانی از گردونه رقابتهای لیگ قهرمانان حذف شدند که از وجود مصدومان بسیار و مشکلات درون تیمی رنج میبردند.
    امسال بارسلونا به دلیل نبود دستیار قبلی ریکارد، مشکلات بین بازیکنان و باشگاه و اشباع شدن بازیکنان از دوسال طوفانی پیش از آن ضربه خورد. در حقیقت افول بارسلونا با فروغ دوباره رئال همراه شد. از یاد نباید برد که این تیم در بحرانی ترین لحظات از نبود مصدومانی چون مسی و اتوئو بیشترین ضربه را خورد. بازگشت اتوئو هم با حرفهای بحرانی همراه بود که تیم را برای مدتی در حاشیه قرار داد. جای بسی تعجب است که تیمی در سطح بارسلونا چگونه از دروازه بانی با کیفیت نازل همچون والدز بهره میبرد و دقیقا این برای این پاشنه آشیل تمهیدی هم نمی اندیشد؟ بهر صورت  این تیم و در سال آینده نیازمند تغییرات بسیار خواهد بود. با آمدن تیری آنری بعید نیست که اتوئو راهی یکی از تیمهای چلسی و یا میلان گردد و بر رونالدینیو نیز همین حکایت رود. در بخشهای دیگر زمین خبری از بازیکنان جدید نیست و گویا ماندن ریکارد از احتمال زیادی برخوردار است،‌ هر چند از آمدن ونگر و کاپلو نیز صحبتهایی شده است. امیدوارم که حداقل امسال در امر خرید بازیکن، نسبت به خرید یک هافبک دفاعی ششدانگ کوتاهی نشود!!
    در رئال نیز همه چیز بر میل و مراد من پیشرفته و خواهد رفت. دون فابیو بزرگ باز هم معجزه کرد و با جام از تیمی که دوستش ندارم جدا شد ( اخراج مناسب تر است؛ هر چند از نظر مالی و فنی بدون شک رئال متضرر شده است!!). کاپلو تیم جوان و جدیدی را تحویل مربی بی کیفیتی چون شوستر داد که بدون شک دوباره این تیم را در جاده سراشیبی قرار خواهد داد. رئال در تمامی خطوط دارای بازیکنان ممتازی است که البته بسیاری از آنان با دم مسیحای کاپلو جانی دوباره گرفته بودند. البته گویا از ضعف بینایی مدیران رئال است که مربیان بسیار بهتری چون خوانده راموس در سویا یا ماچلو لیپی بزرگ را نمی بینند.
    حال میرسیم به تیمی که در دوسال اخیر بهترین نتایج را گرفته است: سویا. اگر این تیم  بحرانی ترین زمان امتیازات لازم را از دست نمی داد اکنون لالیگا آقای دیگری داشت. بردن متوالی جام یوفا در دوسال و جام حذفی امسال امری نیست که به جرقه و اتفاق تعبیر شود. یادمان هست که در بازی سوپر جام اروپا و بازی برگشت این تیم چه بلایی بر سر بارسلونا و نیز در دور رفت بر سر رئال آورد. دانیل آلوز ، فردی کانوته و فابیانو در این تیم بینظیر هستند.
    در انتها چگونه میتوان از تیم بسیار خوش نقش و صاحب سبک والنسیا گذشت و بازی های زیبای این تیم را از یاد برد؟ آیا ساراگوسا با دیگو میلیتو و آیمار عزیز از یا رفتنی است؟
    در کدام لیگ شما میتوانید کپی گلهای مارادونای بزرگ را دوباره ببینید و دست خدا را به یاد بیاورید؟


     

    » Posted by A.R at | Post ID 48 | Topic :
    پنجشنبه سوم خرداد 1386
    جام باشگاه هاي اروپا به پايان رسيد و تيمي به قهرماني رسيد كه حداقل من از ابتداي بازيها به قهرماني اش ايمان داشتم. مسئله اين نيست كه من نسبت به ميلان و تيمهاي ايتاليايي تعصب و علاقه دارم بلكه اين است كه تيمهاي ايتاليايي حالتي را داشتند كه تيم ملي ايتاليا در جام جهاني داشت ؛ اتحاد و عزم براي اثبات فوتبال اين كشور.
    البته اين نوشته تنها جهت موخره بر بازي فينال است و قصد دارم كه تمامي تيمهايي را كه از مرحله گروهي با مرحله حذفي پاي نهادند در فرصتي ديگر بررسي كنم. بايد قبول كرد كه اين مسابقات بيشتر از هر كلاس درسي عمل ميكنند و انبوهي از اطلاعات را كه نياز به تحليل و توجه بسيار دارند بر سرانسان آوار ميكند.
    بازي ديروز نه تنها حقانيت فوتبال ايتاليا كه برتري و انتقام انديشه هاي كارلتو بر انديشه هاي رافا بنيتز بود. انتقام فوتبالي از جنس فوتبال تخريبي كه خود بنيتز در آن استاد است. ميلان با اسلحه ليورپول به جنگ اين تيم رفت؛ تخريب و تخريب و تخريب.
    ليورپول در همان دامي افتاد كه ميلان در دو سال پيش به راحتي به آن دام فرو غلتيده بود. حتي روحيه تيمي ليورپول كه هميشه به آن مشهور است نتوانست به اين تيم كمك كند. در نيمه مربيان و نيمه دوم ليورپول بازنده ي كامل بود و ميلان سوار بر بازي. كاكا باز هم كيفيت بسيار بالاي بازي خويش را به رخ جهانيان كشيد و پيپو اينتزاگي كه نشان داد فرصت طلبي و هوش در نزد مهاجمان يعني چه.
    پيرلو از اواخر نيمه اول تا انتهاي بازي ميانه زمين را مال خود كرد و به جرارد اجازه هيچ نوع خودنمايي نداد. نيرويي كه تيم ليورپول جهت از كار انداختن كاكا، پيرلو و سيدورف، تخريب بازي و  همزمان با آن تهاجم به سمت دروازه تيم ميلان صرف نمود اين تيم را در نيمه دوم از پا انداخت. البته نبايد ازاين امر گذشت كه گل نيمه اول ميلان تمامي برنامه هاي ليورپول را برهم ريخت و اجازه نداد كه اين تيم در نيمه دوم همان بازي نيمه اول را كه به احتمال زياد ميتوانست اين تيم را به گل برساند اجرا نمايد. فرصتهايي كه در اين بازي( بجز گل دوم ميلان) بدست آمد. 
    تحليل دقيق اين تيمها در اين جام فرصت ديگري  ميطلبد كه بزودي ارائه خواهم داد.

     

    » Posted by A.R at | Post ID 47 | Topic :
    شنبه پنجم اسفند 1385
    بارسلونا 1 -  2 لیورپول

    قبلا از این هم گفته بودم که بارسلونا امسال در هیچ مقطعی نتوانسته تیمهای بزرگ و معروف را ببرد و تمامی بازیهای با این تیمها را واگذار و یا مساوی کرده است. البته لازم به ذکر است که این مسابقه در بهترین زمان ممکن برای لیورپول و در بدترین زمان ممکن برای بارسلونا برگزار شد. بدترین از آن جهت که مسی با وجود بازگشت هنوز هم کاملا با تیم هماهنگ نشده ، تورام مصدوم میباشد و اتوئو نه تنها حضور ندارد بلکه با جوی که درست کرده است باعث شده در اردوی این تیم ایجاد اغتشاش و نگرانی بشود. در این بازی هم مانند تمامی بازیهایی که بارسلونا در آنها نتیجه نگرفته است، مالکیت توپ در دستان این تیم بود. این سبکی است که بقول سر بابی رابسون سالنی است و ریکارد آن را وارد تیم کرده است ولی چیزی که دیده نشده و اصلی که فراموش شده است این است که تنوع تاکتیکی که در آن میتوان گاهی نیز رو به فوتبال بلند آورد کجاست؟ تا کی باید بر اساس تکنیکهای فردی و پاسکاری های کوتاه که در میانه میدان با بازی اقتدارانه سیسوکو و آلونسو خنثی میگردد بازی را ادامه داد؟
    ژرارد باز هم نشان داد که یک رهبر واقعی در میانه میدان است که تمام نکات بازی شامل توپ گیری ، پخش کردن آن و به جلو راندن تیم را بخوبی اجرا کرده و به نمایش میگذارد. تیمهای رافا بنیتز زیبا بازی نمیکنند ولی نمیتوان فراموش کرد که بسیار تاکتیکی و با برنامه بازی میکنند.
    با اینحال نباید فراموش کرد که بازی برگشت در آنفیلد باقی مانده است و هر چند بردن لیورپول در این ورزشگاه چیزی در حد معجزه است، ولی چه تیمی بجز بارسلون را میتوان معجزه گر دانست و به یاد آورد که تعداد پیامبران فوتبال در این تیم کم نیست!


    رئال مادرید 3 -  2 بایرن مونیخ

    چه میتوان گفت؟ تشخیص اینکه برد حق کدام تیم بوده کمی مشکل میباشد. برای شاگردان دون فابیو همین بس که تیم چون بایرن مونیخ را در سانتیاگو برنابئو( که امروزه گربه سیاه رئال محسوب میگردد! ) شکست دهند، آنهم در یک بازی بسیار زیبا. رائول براوو فاصله بسیاری را در کیفیت بازی نسبت به روبرتو کارلوس نشان داد و به نوعی تعویض هیگوآین نیز کیفیت بازی رئال را پایین آورد. مصدومیتها مدتهاست که کاپلو را با دشواری و فشارهای بسیار مواجه کرده است. بازی برگشت در آلینزه آره نا کاری سخت است ولی نه به سختی کار بارسلونا در آنفیلد. رئال همواره در خارج از خانه بهتر نتیجه میگیرد.

     

     


    اینتر میلان  2 -  2 والنسیا

    کمتر کسی میتوانست این نتیجه را برای اینتر تصور کند. تیمی که رکورد بردهای پیاپی را در یکی از سخت ترین لیگهای دنیا شکسته است. قبول دارم که والنسیا تیمی چغر و بسیار خوب است ولی نمیتوان فراموش کرد که این انیتر با سالهای گذشته تا چه میزان تفاوت دارد و در آن روح بزرگی و قهرمانی دمیده شده است. یک تساوی بدون گل هم والنسیا را به دور بعد خواهد برد. در واقع اینتر هم مانند بارسلونا ماموریت غیر ممکنی را در مستایا در پیش دارد. تنها چیزی که اینتر باید در پی آن باشد سه چیز است : برد ، برد و برد!!


    میلان  0 -  0 سلتیک

    آنها از جهنم سلتیک فرار کرده اند و حالا با درصد بالایی از احتمال صعود قرار دارند. به دیدن میلان در مراحل بالا عادت کرده ایم ، نه ؟

     

    » Posted by A.R at | Post ID 46 | Topic :
    شنبه بیست و سوم دی 1385
    1. تیم رئال مادرید در چند سال گذشته با مدیریت اشتباه و احمقانه فلورینتینو پرز،  به تیمی همیشه بازنده تبدیل شده است و هیچگاه نتوانسته به جایگاهی که از یک تیم مقتدر با پیشینه رئال مادرید انتظار میرود ( این کلمه پیشینه هم کمی تبار شناسانه است ، نه ؟)  برسد. مقایسه کنید این مدیریت را با مدیریت گالیانی در میلان و یا نمونه بسیار موفق تر آنرا در بارسلونا نیز شاهد هستیم. رامون کالدرون هرچند نسبت به دیوانگیهای پرز شرایط بهتری دارد ولی در هر صورت گاهی با قولهایی که میدهد اسباب خنده و شوخی دیگران را فراهم می آورد.
    2. دون فابیو، دون بزرگ هنوز نتوانسته تیم را به آن مرحله از آمادگی که ایده آل این تیم باشد برساند. کاپلو مربی بسیار بزرگی است که رئال مادرید میتواند با او به افقهای دورتری بنگرد. سال دیگر سالی است که رئال مادرید تیم ترسناکی خواهد شد(هر چند امسال هم شانس بسیار است).
    3. خریدهای امسال در رئال مادرید را میتوان به این صورت بررسی نمود:
    • فابیو کاناوارو: بازیکن سال جهان و اروپا و ستاره تیم ایتالیا در جام جهانی هنوز به آن ستاره ششدانگ در آن جام و نیز یوونتوس تبدیل نشده است. بردن جام جهانی و این همه عنوان و سر ساییدن به بالاترین قله های افتخار شاید دلیل اصلی این افت باشد. به هر صورت باید دانست که در تیم یووه و آتزوری بازیکنانی در کنار او بازی میکنند و میکردند از قبیل گروسو، نستا، ماتراتزی، زامبروتا و تورام و در رئال این امر وجه دیگری را به خود میگیرد، در کنار او بازیکنانی هستند مانند کارلوس که دیگر توانایی های پیشین خود را ندارد. هلگرا و سالگادو که هیچ گاه توانایی های چشمگیر در دفاع نداشته اند و البته راموس که پر فراز و نشیب ظاهر میگردد و خود نیز در حال بازیافت بوسیله کاپلو است.
    • خوسه آنتونیو ریس: او که امسال بشکل قرضی به رئال آمده است، بیش از حد فانتزی است و در تیمی که در آن روبینیو هم در سمت چپ و تقریبا با خصوصیات مشابه بازی میکند ، تنها بوجود آورنده ترافیک میگردد. هر چند من به شخصه او را به روبینیو ترجیح میدهم.
    • رود فن نیلستلروی:  او به همراه کاناوارو بهترین خریدهای رئال مادرید    بوده اند. گواه آن هم گلزنیهای اوست. بیش از این چه میتوان گفت؟
    • محمدو دیارا: او که با هزاران امید به تیم رئال مادرید آمد و در بازیهای اول نیز عالی ظاهر شد؛ در حال حاضر تنها یک نیمکت نشین است و با حرفهایی هم که به زبان آورده تنها به رابطه خود و کاپلو صدمه وارد کرده است. ماندن او در پرده ابهام قرار داد.
    • امرسون: او برای رئال مادرید خرید مناسب و خوبی بوده است و تنها ایراد او این است که در سیستم 1-3-2-4 که در آن حداقل یکی از دو هافبک دفاعی باید تاوانایی های بازی سازی را داشته باشد و در کنار دیارا ایده آل و مناسب نمیباشد و در این چند هفته اخیر این موردی بوده است که رئال را دچار اشکال در کارهای دفاعی و بردن توپ از دفاع به حمله را داشته است. مثال تکراری و مناسب و بسیار موفق امروزه در دنیای فوتبال را میتوان در بازی گاتوزو و پیرلو در کنار یکدیگر دید که اولی بعنوان بازیکنی تخریبی و دومی به عنوان طراح تیم ، یکی از عوامل موفقیت تیم ایتالیا در جام جهانی بوده اند. دیگر مورد این است که او از آن دست بازیکنانی است که زیبا بازی نمی کنند و در تماشاگر ایجاد همذات پنداری نمیکنند و این در اسپانیا چیزی در حد فاجعه است و او را در رئال با مشکل مواجه کرده است.
    • بازیکنان تازه خریداری شده هر چند با توجه به آینده دار بودن و جوانی ، خریدهای خوبی به نظر میرسند ، ولی باید منتظر ماند و دید که گاکو، هیگوآین و مارسلینیو چگونه عمل خواهند نمود. البته مارسلینیو که در تمرین بمدت  6 ماه باید خانه نشین باشد از همین الان وضعیتش مشخص است.
    4. ستاره های تیم مثلا کهکشانی رئال نیاز دارند که درک کنند که در سالن مد قدم بر نمیدارند و فوتبال به دویدن و تمرین افزونتری که مد نظر آنان است، نیاز دارد.
    5. کاپلو بدون شک اگر بهترین نباشد ، یکی از مهمترین و بهترین مربیانی است که در بازیافت بازیکنان از دست رفته هنر به خرج میدهد و آنان را به اوج آمادگی میرساند. او امسال هم توانسته این هنر را نشان بدهد و رائول و گوتی نمونه های آن هستند که امسال بسیار درخشان ظاهر شده اند. یادمان هست که در یکی دو سال گذشته این دو چطور روی رشته های عصبی تماشاگران راه میرفتند.
    6. ساده انگارانه است که تصور کنیم رئال توانسته است جانشین زیزو بزرگ را پیدا کند. گوتی بازیکن بسیار خوبی است ولی بعنوان هافبکی که باید در سیستم 1-3-2-4 باشد و دارای خصوصیاتی را که شامل  طراح و خوشفکر بودن با توانای حفظ لوزي،تفکر بازي در عمق،قابليت ارسال پاس آ خر،ميل به گلزني، خلا قيت، تغيير اهنگ بازي و بازي ترکيبي باشد، گوتی نیست و یا اینکه حداقل تمامی این توانایی ها را ندارد.
    7. همانگونه که در بالا گفتم امیدوارم که این ایرادات در سال آینده رفع نگردند والا رئال را سال آینده کسی نمیتواند بگیرد و این حس خوبی ، حداقل برای من نیست.
    8. خبرهای منتشر شده از مارکا که تقریبا به عنوان ارگان غیر رسمی تیم است میتوان انتظار داشت که کاپلو در تیم ماندنی نیست. مربیانی که به عنوان جانشین نام برده میشوند تنها به یک شوخی شباهت دارند. مورینیو مربی بسیار بزرگی است ولی در مقابل کاپلو و توانایی های این مربی برای بازسازی تیمهای بحران زده ناتوان میباشد. دل بوسکه نیز اصولا مربی بزرگی نیست که اصولا بحساب آید. اگر تصور مدیریت رئال از دل بوسکه موفقیت این تیم در یکی از سالهای حضورش به دلایل بسیاری ارتباط داشت که این مربی در تیمهای بعدی خود نشان داد که اصولا یک مربی بازنده است و در صورتی که این تغییرات صورت پذیرد در آینده میتوانیم به پشتی تکیه داده و با لذت سقوط تیمی بورژوا مانند رئال را شاهد باشیم.
    » Posted by A.R at | Post ID 45 | Topic :

    HOME | RSS | Archive | Them | Contacts US

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by soccercoach.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM